


این تعزیه از سالهای دور در روستای احمداباد از توابع زرند کرمان اجرا می شده است و اکنون دیگر این ایین مذهبی یک سنت در این روستا محسوب میشود. هرسال این مراسم معنوی بهتر و زیباتر و به دور از خرافات به اجرا در می اید.
مراسم اصلی این گروه تعزیه که ویژه روز عاشورا میباشد، در هر سال، یک مرتبه و تنها در این روز عظیم در محلی در احمداباد برگزار میشود. مردمان زیادی از اطراف، برای عزاداری و تماشای این مراسم که در صبح عاشورا و بعد از سینه زنی دسته های عزاداران حسینی اجرا میشود، به این روستا میروند.
همچنین این گروه تعزیه در عصر یازدهم محرم نیز تعزیه اسارت اهل حرم را به نمایش میگذارد.
در شب شهادت امام زین العابدین(ع) نیز تعزیه مجلس یزید توسط این گروه تعزیه به نمایش گذاشته میشود.
اما این گروه تعزیه خوانی هرساله با مشکلاتی دست وپنجه نرم میکند که شرح این مشکلات را میتوانید در قسمت((قابل توجه مسئولین)) بخوانید.
![]()
از میان افرادی که در این تعزیه به هر گونه ای نقشی دارند، میتوان افراد ذیل را نام برد:
اولیاخوانان:
![]()
شیخ حسن یزدانی ((امام حسین(ع)))
محمدرضا حمزه ای((حضرت ابوالفضل(ع)))
مهدی یزدانی ((حضرت علی اکبر(ع)))
روح الله خالقی ((قاسم بن حسن(ع)))
حاج علی یزدانی((عابس بن شبیب))
حاج محمود عربزاده((حضرت زینب(س)))
حسین زمانی((امام سجاد(ع)))
محمدعربزاده((زهیربن قین))
مصطفی یزدانی((حربن یزید ریاحی))
بچه خوانان:
امین یزدانی((عبدالله بن حسن(ع)))
محمدحسین یزدانی((سکینه خاتون(س)))
اشقیاخوانان:
![]()
حاج مختار یزدانپناه((شمربن ذی الجوشن))
مسلم یزدانی ((ابن سعد))
مصطفی یزدانپناه((منقض ازدی))
مهدی یزدانپناه((طارق))
موسی یزدانپناه((ازرق شامی))
حامد ایرانمنش((سردسته لشکر عمربن سعد))
احمدعربزاده((حرمله))
مجیدیزدانی((قاصد عبیدالله بن زیاد))
و باتشکر از:
حاج محمود آبادیان
حاج سعیدیزدانی((راوی))
احسان نکویی((نوازنده نی))
عباس سنکار((ترومپت زن))
اویس عربنژاد((طراح صحنه))
ضمنا این تعزیه به کارگردانی اقای حاج مختاریزدانپناه، معاون انجمن تعزیه شهرستان زرند و نماینده شهرستان در استان کرمان با همکاری پیشکسوتان این گروه به اجرا درمی اید.
((اجرشان با ماه بنی هاشم))

ميلاد فرخنده امام محمد باقر(ع)
از پدر و مادري علوي به دنيا آمد . (امام سجاد و ام عبدالله دختر امام حسن مجتبي)
امام محمد باقر چهار سال پيش از واقعه عاشوراي کربلا يعني در سال 57 هجري چشم به جهان گشود .
درباره روز ولادت او ميان راويان اختلاف است . برخي ميلاد آن حضرت را سوم صفر و برخي اول رجب گفته اند . آن حضرت از نظر سني بزرگترين فرزند پدرش نبوده است اما براي تصدي منصب امامت از ديگران شايستگي بيشتري داشت و پدرش پير و فرمان رسول خدا (ص) او را به پيشوايي مردم منصوب کرد .
زهري همين نکته را از امام سجاد (ع) مي پرسد : اين فرزند رسول خدا چرا به بزرگترين فرزندانت وصيت نکردي؟ آن حضرت در پاسخ فرمود : اي ابو عبدالله امامت به خردي است و به بزرگي نيست بلکه رسول خدا اين گونه مقدر کرده و ما آن را اين گونه در لوح و صحيفه يافته ايم .
مادر گرامي آن حضرت چنان که امام صادق فرمود است : صديقه اي بود که در خاندان امام حسن همتا و نظير نداشت . (بحارالانوار ج 46، ص 215)
زندگي پاک
او چهار سال از عمر خود را در سايه جدش سبط شهيد پيامبر سپري کرد و از صبغه الهي که در زندگي امام حسين تجلي يافته بود برخوردار گشت . بي گمان فاجعه جانگداز کربلا بر شخصيت امام باقر که لحظه به لحظه شاهد صحنه هاي آن بود تاثير خود را گذاشت چرا که بنابر برخي روايات آن حضرت از جمله کساني بود که همراه با بقيه بني هاشم در اين ماجرا حضور داشت .
امام پس از اين فاجعه 19 سال و 60 روز در سايه پدر بزرگوارش سيد الساجدين به سر برد (بحارالانوار ج 46، ص 217) که حيات او نمونه اي والا از زندگي رباني بود و پرتو اين حيات طريق سالکان حق را تا به امروز روشني بخشيده است .

از همان روزهاي آغازين حياتش خطوط امامت در سيمايش آشکار بود . در حديثي از ابوالزبير محمد بن مسلم مکي آمده است که گفت : نزد جابر بن عبدالله بوديم که علي بن الحسين و فرزندش محمد که هنوز کودک بود وارد شدند . جابر آن حضرت را در آغوش گرفت علي بن الحسين خطاب به فرزندش فرمود : سر عمويت را ببوس محمد به جابر نزديک شد و سر او را بوسيد . جابر که بينايي اش را از دست داده بود پرسيد : اين کيست ؟ علي بن الحسين پاسخ داد : اين محمد پسر من است . جابر او را در آغوش گرفت و گفت : اي محمد ! رسول خدا (ص) بر تو سلام فرستاده پرسيدند : چطور ؟ گفت : پيش رسول خدا بودم و حسين در اتاق آن حضرت مشغول بازي بود پيامبر فرمود :
اي جابر : فرزندم حسين را پسري است که علي خوانده مي شود چون روز قيامت فرا رسد منادي بانک برآورد که سيد العابدين برخيزد . در آن هنگام علي بن الحسين بر مي خيزد براي اين علي پسري به دنيا خواهد آمد که محمد نام دارد . اي جابر چنانچه او را ديدي سلام مرا به او برسان و بدان که عمر تو پس از ديدار او اندک خواهد بود .
پس از اين ديدار ديري نپاييد که جابر جهان را بدرود گفت.( بحارالانوار، ج 46، ص 227)
امام محمد باقر پس از رحلت پدرش امامت مردم را عهده دار شد .
اكنده از بانگ منادى بود آنشب
آنشب شفق ائينه دار لطف حق بود
چشم انتظار جلوه نص علق بود
آنشب قلم ، شمشير خود را تيز ميكرد
پيمانه انديشه را لبريز ميكرد
آنشب منادى داد عدل و داد ميزد
بين زمين و آسمان فرياد ميزد
كاى اهل عالم قلب عالم منجلى شد
نام محمد 6 زنده از نام على شد
ماه رجب را عزم جولان ساز گرديد
يعنى گره از كار رجعت باز گرديد
بايد زمان ائينه دار راز گردد
درهاى رحمت بر رخ ما باز گرديد
بايد سحر شعر طلوع فجر خواند
بهر سپيده ، ايه هاى قدر خواند
اينك شكوه علم را تفسير بايد
كلك قضا را قدرت تحرير بايد
الاله بايد باده ، در پيمانه ريزد
گلواژه ها در مقدم جانانه ريزد
كامشب شب مرگ غم و وقت سرور است
هنگامه ازادى و ميلاد نور است
جولان جشن پنجمين مولاست امشب
عيد علوم كل ما فيهاست امشب
امشب شب پيدايش بحر العلوم است
اكنده از شور و شعف ، قلب عموم است
خورشيد علم از شهر يثرب سر زد امشب
ارض و سما، فرياد شادى بر زد امشب
ماه جمادى عزم رفتن ساز كرده
درياى هستى را سرا پا ناز كرده
ائينه دار نهضت فرداست امشب
ميلاد پيك روز عاشوراست امشب
هنگامه شادى زين العابدين است
ميلاد مسعود امام پنجمين است
آمد بدنيا آنكه نامش جاودانى است
روشنگر ائين و راه زندگانى است
آمد بدنيا مظهر يكتا پرستى
احيا گر دين خدا در ملك هستى
آمد بدنيا تشنه جام محمد(ص )
همفكر و هم ائين و هم نام محمد(ص )
از كوشش او دين حق پاينده گردد
از دانش او علم و دانش زنده گردد
احمد به وصفش با على تفسير گويد
زهرا زيمن مقدمش تكبير گويد

پیدایش سرزمین كربلا به دوران بابلیها بازمیگردد. در آن زمان این سرزمین مجموعهای از روستاها بوده است كه برای بابلیها تقدس خاصی داشته است. به نقل از برنا، یكی دیگر از نامهای كربلا "كور بابل" بوده است و معنای آن به زبان عربی یعنی مجموعهای از روستاهای بابلی. بسیاری از پژوهشگران معتقدند كه كربلا به سان مادر بسیاری از روستاهایی بود كه در حد فاصل شام و فرات قرار داشتهاند و نیز مادر تمدنهای بینالنهرین بوده كه مركز عبادت در آن زمان نیز تلقی میشد.
این سرزمین به دلیل موقعیت آب و هوایی و حاصلخیز بودن خاكش شاهد بسیاری از اقوام مختلف در طول تاریخ بوده است كه از جمله آنان می توان به كلدانیها، تنوخیین و لخمیین و مناذره اشاره كرد. كربلا نامهای متعددی در تاریخ داشته كه از آن جمله میتوان به "الطف" اشاره كرد كه به معنی "لطیفترین" است. این نام به این دلیل برای كربلا انتخاب شده كه این سرزمین در حاشیه رودخانه علقمی كه شعبهای از فرات بوده است، مستقر بود و آب كربلا نیز از این شعبه تامین میشد.
از دیگر نامهای ثبت شده كربلا در تاریخ، نینوا، شفیه، عقر، نواویس، عینالتمر و امالقری است. اما این سرزمین از زمانی شهرت تاریخی خود را به دست آورد كه امام حسین(ع) و خاندان و صحابه وی در سال 61 هجری قمری مصادف با 680 میلادی در این سرزمین به شهادت رسیدند.
ادامه مطلب...

شده عالمی منور زطلوع نورزهرا که جمال حق نمایان شده باظهورزهرا
به حریم قدس او ره نبرد بجز محمد که جواب لن ترانی شنود ز طور زهرا
همه عالم ازنشاطش به سرور و وجدایند که جهان کند تبسم به گه سرورزهرا
به خدا قسم نماند اثری ز قهر اتش دمی از کنار دوزخ فتد از عبور زهرا
همه چشم ماسوی بین شده خیره درجمالش چوبودفروغ عالم زطلوع نورزهرا
به خداقسم مزارش نه مدینه است تنها که قلوب شیعیانش شده خودقبورزهرا
ادامه مطلب...

إنَّ لِلعَبّاسِ عِندَ اللّه ِ تَبارَكَ و تَعالى مَنزِلَةً یَغبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَومَ القِیامَةِ.
براى عبّاس علیه السلام، نزد خداوند تبارك و تعالى، منزلتى است كه همه شهدا در روز قیامت، به او رَشك مى برند.
او از مادرى بزرگوار از قبیله بنى كِلاب كه شجاع ترین، رزم آورترین و تیزْتك ترین مردانِ روزگار را در خود داشت، و در دامان پُرمهر او و در كنار برادران بى نظیرى همچون امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام، بالید و رشد كرد .
كنیه آن بزرگوار، ابوالفضل و ابو قِربه (صاحب مَشك) و القابش، سقّا و قمر بنى هاشم است.
عبّاس علیه السلام، قامتى بلند، سینه اى سِتَبر، بازوانى توانمند و چهره اى بس زیبا داشت، بدان سان كه او را «ماه بنى هاشم» مى گفتند.
او از آغاز قیام ابا عبداللّه الحسین علیه السلام، همراه و همدل ایشان و در هنگامه نبرد كربلا، پرچمدار سپاه او بود. عبّاس علیه السلام، در روزهاى سخت محاصره امام علیه السلام و یارانش، سقایت سپاه و آب رسانى به كودكان را بر عهده داشت .
او در آستانه شب عاشورا، در جمع همراهان حسین علیه السلام، هنگامى كه امام علیه السلام از آنها خواسته بود تا بروند و ایشان را تنها بگذارند اوّلین كسى بود كه با جملاتى سرشار از عشق و ایمان، و آكَنده از ایثار، هم گامى و جان فشانى اش را اعلام كرد .

شمر بن ذى الجوشن، در كربلا براى عبّاس علیه السلام و سه برادرش، امان نامه آورد. او كه در آغاز، حتّى از رویارو شدن با شمر، نفرت داشت، در ردّ پیشنهاد سفاهت آمیز او ، شكوهمند و استوار ، گفت:
لَعَنَكَ اللّه ُ و لَعَنَ أمانَكَ ! أتُؤمِنُنا وَابنُ بِنتِ رَسولِ اللّه ِ صلى الله علیه و آله لا أمانَ لَهُ ؟!
لعنت خدا بر تو و امان نامه ات باد! آیا به ما امان مى دهى، در حالى كه پسر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در امان نیست ؟!
عبّاس علیه السلام، در كلام معصومان علیهم السلام، به ایثار، بصیرت، استوارى در ایمان، جهاد عظیم، آزمایش نیكو و داشتن جایگاه رَشك آور در قیامت، ستوده شده است.
امام صادق علیه السلام درباره او فرمود:
كانَ عَمُّنَا العَبّاسُ نافِذَ البَصیرَةِ، صَلبَ الإِیمانِ، جاهَدَ مَعَ أبی عَبدِ اللّه ِ الحُسَینِ علیه السلام و أبلى بَلاءً حَسَناً و مَضى شَهیداً.
عمویمان عبّاس علیه السلام، دارای بصیرتی عمیق بود و ایمانى استوار داشت. همراه ابا عبداللّه الحسین علیه السلام، جهاد كرد و نیكو از آزمایش به در آمد و به شهادت رسید.
این قهرمان شكوهمند قیام كربلا و پشتیبان شكست ناپذیر ابا عبداللّه علیه السلام، در هنگامه اوج تنهایى امام علیه السلام و در راه رساندن آب به كام هاى خشكیده كاروان حسین علیه السلام، شهدِ شهادت نوشید .
غم شهادت او ، جان امام حسین علیه السلام را بسى فِسُرد ، بدان گونه كه در كنار قامت خونینش ، از سرِ سوز ، در سوگ آن عزیز از دست رفته فرمود :
الآنَ انكَسَرَ ظَهری، و قَلَّت حیلَتی؛ اكنون، پشتم شكست و چاره ام، ناچار شد.
در «زیارت ناحیه مقدّسه»، در باره او آمده است:
السَّلامُ عَلَى أبی الفَضلِ العَبّاسِ بنِ أمیرِ المُؤمِنینَ، المُواسی أخاهُ بِنَفسِهِ، الآخِذِ لِغَدِهِ مِن أمسِهِ، الفادی لَهُ الواقی، السّاعی إلَیهِ بِمائِهِ، المَقطوعَةِ یَداهُ
سلام بر ابوالفضل عبّاس، فرزند امیر مؤمنان؛ از خود در گذرنده با جان براى برادر، برگیرنده از دیروزش براى فردایش، فدایىِ او ، نگهدارنده، كوشنده براى رساندن آب به او، و كسى كه دست هایش بُریده .
لازم به ذکر است که هیچ سخنى از امیر مؤمنان علیه السلام خطاب به عبّاس علیه السلام یا در باره وى در منابع معتبر، ثبت نشده است.
چگونگی شهادت عباس قمر بنی هاشم علیه السلام
شیخ مفید (ره) می نویسد:
دشمنان، بر حسین علیه السلام حمله بردند و بر لشكرش، غلبه كردند. تشنگى بر او شدّت گرفت. بر سیل بند فرات، بالا رفت تا خود را به آب برساند و برادرش عبّاس علیه السلام، پیشِ رویش بود . سواران ابن سعد ، راه بر او گرفتند . در میان آنان ، مردى از بنى دارِم بود كه به آن سواران گفت : واى بر شما ! میان او و فرات ، حائل شوید و آب را در اختیارش نگذارید.
در ادامه می نویسد: دشمنان ، گِرد عبّاس علیه السلام را گرفتند و او را از حسین علیه السلام ، جدا كردند . عبّاس علیه السلام نیز به تنهایى با آنها جنگید تا به شهادت رسید
.ابن شهرآشوب می نویسد: عبّاس، سقا، ماه بنى هاشم و پرچمدار حسین علیه السلام بود. او از دیگر برادرانش بزرگ تر بود و در طلب آب مى رفت كه بر او حمله بُردند. او هم به آنها حمله بُرد. پس آنان را متفرّق كرد. زید بن وَرقاى جُهَنى، در پشت درخت خرمایى به كمین او نشست و حَكیم بن طُفَیل سِنبِسى نیز او را یارى داد و بر دست راست عبّاس علیه السلام ضربه اى زد [و آن را قطع كرد]. عبّاس علیه السلام، شمشیر را به دست چپ گرفت و به آنها حمله بُرد و چنین رَجَز مى خواند:
وَاللّه ِ إن قَطَعتُمُ یَمینی / إنّی اُحامی أبَداً عَن دینی
و عَن إمامٍ صادِقِ الیَقینِ / نَجلِ النَّبِیِّ الطّاهِرِ الأَمینِ
به خدا سوگند، اگر دست راستم را قطع كنید / من، همیشه از دینم حمایت مى كنم
و نیز از امام راستگو و استوارباورى / كه نواده پیامبرِ پاك و امین است
آن گاه ، جنگید تا ناتوان شد . حَكیم بن طُفَیل طایى ، از پشت درخت خرما به او كمین زد و بر دست چپش ضربه اى زد [ و آن را قطع كرد ] . عبّاس علیه السلام نیز خواند:
یا نَفسُ لا تَخشَی مِنَ الكُفّارِ / وأبشِری بِرَحمَةِ الجَبّارِ
مَعَ النَّبِیِّ السَّیِّدِ المُختارِ / قَد قَطَعوا بِبَغیِهِم یَساری
اى جان ! از كافران مترس / و به رحمت خداى جبران كننده، بشارتت باد !
همراه با پیامبر صلى الله علیه و آله ، سَرور برگزیده ! / با سركشى شان، دست چپم را قطع كردند
پس آن ملعون، با عمود آهنین [به او زد و] عبّاس علیه السلام را به شهادت رساند.
(منبع: سایت تبیان)
زینب ای گوهریکدانه من ای گل سر سبد خانه من
بعدازاین بانوی این خانه تویی همدم اه یتیمانه تویی
مادر جمله یتیمان منی توپرستارحسین وحسنی
نازپرورده من ای زینب زار روزعمرت چه شودچون شب تار
حیدر از تیغ چو افتاد به خاک شرر از شور در افلاک
زینبم ناله از این بیش مزن به دل مادر خود نیش مزن
غم و اندوه فراوان داری کربلا شیوه وافغان داری
همقدم با همه مردانی تو عشق را سلسله جنبانی تو
جای زهرابه حسین مادرباش صبرکن صیحه مزن رخ مخراش
خواست چون جانب میدان برود از زنان ناله به کیوان برود
ان زمان درعوض من توببوس گلوی نازک او را تو ببوس
چون لب تشنه بریدند سرش بعد قتل علی اکبر پسرش
خواهری گرچه بکن شیوه وشین مادری کن به یتیمان حسین
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطریاس بود
ای که ره بستی میان کوچه هابرفاطمه گردنت رامیشکست انجااگرعباس بود

شهادت بی بی دوعالم حضرت فاطمه ی زهرا(س) را بر مسلمین جهان تسلیت عرض مینماییم.
![]()
گروه تعزیه خوانی قمربنی هاشم احمداباد برای همکاری با گروههای تعزیه خوانی اعلام امادگی کرد.
برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید...
ادامه مطلب...
در ادامه مطلب، بحر طویل تعزیه حضرت عباس(ع) اجراشده در تعزیه احمداباد را مشاهده نمایید...
ادامه مطلب...
![]()
دل رااگر از حسین بگیرم چه کنم بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فرداکه کسی رابه کسی کاری نیست دامان حسین اگر نگیرم چه کنم
امیر مه لقایی یاابالفضل سخاوت را خدایی یاابالفضل
تمام هستی ام البنینی شه مشکل گشایی یاابالفضل
میان آسمانی پرستاره قمر در نینوایی یاابالفضل
به جمع گریه کن های حسینی محبت مینمایی یاابالفضل
به دستی که قلم گشته به محشر شفیع جمع مایی یاابالفضل
پناه حضرت ارباب بودی علی کربلایی یاابالفضل
بدون تو خدا داند که هیچم توهست شیعه هایی یاابالفضل





























